تبليغاتX
SED ALI وبلاگ

سلام ممنون که بهم سر زدی 

تموم مطالب این وبلاگ رو اینجا میشه دید 

واسه اینکه خوشحالم کنی

نظر یادت نره

 

 

 

نوشته شده توسط سیدعلی در جمعه 1 دی1385 ساعت 18 | لینک ثابت

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد

هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت

کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست

با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت

کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت

کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

نوشته شده توسط سیدعلی در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ساعت 23 | لینک ثابت |
با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم و بعد کشتمش .. از این دورویی خودم بیزارم.
+
خدایا همش گفتیم "راضی ایم به رضای تو"این یه بار تو رضایت بده به رضای ما...
+
آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق ویتارا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟
روابط عمومی شركت سایپا
+
موسي با عيسي سر يه دختر تاس مي ندازن؛ عيسي تاس رو ميندازه و جفت شش مياره...... بعد موسي تاس ميندازه و جفت هشت مياره!!!!
عيسي ميگه: آخه بي جنبه! يه دختر ارزش معجزه داشت؟؟!!
+
به سلامتیه دکتر شریعتی که هر چی جمله ی خفنه تو دنیا خودش گفت و رفت و واسه ما چیزی نذاشت  که بگیم.
هر مطلبی به ذهنم خطور میکنه میبینم قبل من دکتر این جمله رو گفتن
+
یا گوشی هیـــچوقت گم نمیـــشه، یا اگه بشه حـــــــتما روی سایلنت هست
+
یه گدا رو میشناسم که هر چی خیابون شلوغ تر باشه این فلج تر میشه!
+
خدایا چی دیدی توی سوسک که بهش بال دادی؟؟
واقعا واسم سواله!!!!
در من ندیدی، در اون دیدی اونوقت ؟؟!
+
تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه !


 
نوشته شده توسط سیدعلی در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ساعت 23 | لینک ثابت |
salam be dostan aziz

kheyli vaght bod ke sar nazade bodam be inja

hala ke omadam o ye charkhi zadam

koli khatere baram zende shod.

bayad beram vali dar asrae vaght yematlabe top mizaram.

felan by.

نوشته شده توسط سیدعلی در جمعه 26 اسفند1390 ساعت 22 | لینک ثابت |

اشك عشق

 

قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را

 

 لیاقت دریا نیست!

 

قطره عبور كرد و گذشت

 

قطره پشت سر گذاشت

 

قطره ایستاد و منجمد شد

قطره روان شد و راه افتاد

قطره از دست داد و به آسمان رفت
 


و قطره؛ هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت
 


تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

خدا قطره را به دریا رساند

قطره طعم دریا را چشید

طعم دریا شدن را


اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !


پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :

 

 

 


حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است

نوشته شده توسط سیدعلی در شنبه 13 شهریور1389 ساعت 23 | لینک ثابت |
 
business article